حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند

خرید بک لینک
به نام او

یه جوری شدم
نمیدونم چجوریه ولی عادی نیست
از بودن کنار محمدرضا حالم از همیشه بهتره.
چقدر خوشحالم که دارمش...
چقدر خوشحاله که پیشش هستم.چقدر دوست داره که همه وقتم رو در اختیارش بذارم.
بارون میاد سرده امشب
دلم یه کم گرفته،خب بارونه دیگه...
چقدر خوبه که تنها نیستم.چقدر خوبه مامان بابا هستن.
دلم غصه داره ولی نمیتونم از چی.
مینویسم که یادم باشه بعد ها این حس ها.شایدم دلم براشون تنگ بشه...

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

دلم برات تنگ شده
کاش میشد پیشم باشی.
که سرد باشد و دستامو بگیری و قدم بزنیم.
که سوز بیاید ،بغلم کنی و من سرمو بالا کنم و نگات کنم و تو بخندی و سرمو ببوسی.
دلم تنگ شده که نازم بدی و قربون صدقه هم بریم...
دلم برات تنگ شده
دلم برای قدم زدن کنارت تو این هوای سرد تنگ شده.
دلم میخواد باهات قدم بزنم کل ولیعصرو...
حرف بزنیم؛نگاه کنیم؛بخندیم
سخته دیگه باهات تلفنی حرف بزنم.
صداتو میشنوم بغضم میگیره...
دلم یه عالمه برات تنگ شده جانِ دلم.

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

کلماتی هست که
تردید و امید بار می آورند:
«دیدار»

حسین پناهی

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

حس میکنم سالها به خودم بدهکارم.سالها دوست داشتن ،سالها توجه...

من به روح خودم محبت بدهکارم

سالهاست میترسم از نبود ها، از بودن های زور زوری

سالهاست در مسیر بزرگ شدنم ولی دلم کودکی میخواد!

که سوار تاب بشم و بابا هلم بده بلند بلند،و من قلبم بمونه وسط راه و خودم برگردم...

دلم حتی دیشب رو میخواد تو بغل بابا وقتی که میگفت میدونم الکی میگی بابا! بعد موهامو ناز کنه و محکم بوسم کنه...

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

امشب رفتیم بام!

با امیر کالجی و امین.

تازه برگشتم خونه.

کاش با جزئیات یادم بمونه امشبو.اینکه تو بغلت خوابم گرفت یکم...

خوش میگذره بهم یه دنیا وقتی پیشمی.

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

نه اینکه تمام فکرم تو باشی و زندگی رو فراموش کنم.نه. ولی اینجا بیشتر از تو مینویسم. ساده و روان برای تو مینویسم که میدونم میخونی. اینکه زندگیم تو این ۹ ماه چقدر قشنگ تر شده. نه؛همش هم قطعا برای حضور ت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

مثلا من برایت دامنِ پلیسه دار بپوشم و موهایم را مدلِ خرگوشے درست کنم... چای ذغالی دم کنم برایت با هل و دارچین و با استکان های کمر باریک بچینمشان روی کرسی!خسته به خانه برگردی و مرا به آغوش بکشی... و من حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

از هر اتفاقی که بیفته ناراحت نمیشم و فقط و فقط از خودم بیشتر بدم میاد. فقط با خودم بیشتر قهر میشم.ناراحت نمیشم و غصه نمیخورم...

ارغوان گوش میدم؛

آییی...ارغوان؛ این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید

ارغوااان ارغوااان

تو بر افراشته باش؛ تو بخوان نغمه ی ناخوانده ی من...

تو بخوان...

این دفعه هم قدرت مبارزه ندارم.ساکت میشینم گوشه ای تا پرتم کنن بیرون و بدون حرفی اضافه میرم سراغ ادامه ش...که متاسفم برای این مریم!

حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...

ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30

صفحه بندی