یه جوری شدم
نمیدونم چجوریه ولی عادی نیست
از بودن کنار محمدرضا حالم از همیشه بهتره.
چقدر خوشحالم که دارمش...
چقدر خوشحاله که پیشش هستم.چقدر دوست داره که همه وقتم رو در اختیارش بذارم.
بارون میاد سرده امشب
دلم یه کم گرفته،خب بارونه دیگه...
چقدر خوبه که تنها نیستم.چقدر خوبه مامان بابا هستن.
دلم غصه داره ولی نمیتونم از چی.
مینویسم که یادم باشه بعد ها این حس ها.شایدم دلم براشون تنگ بشه...
ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
حسین پناهی
حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
من به روح خودم محبت بدهکارم
سالهاست میترسم از نبود ها، از بودن های زور زوری
سالهاست در مسیر بزرگ شدنم ولی دلم کودکی میخواد!
که سوار تاب بشم و بابا هلم بده بلند بلند،و من قلبم بمونه وسط راه و خودم برگردم...
دلم حتی دیشب رو میخواد تو بغل بابا وقتی که میگفت میدونم الکی میگی بابا! بعد موهامو ناز کنه و محکم بوسم کنه...
حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
با امیر کالجی و امین.
تازه برگشتم خونه.
کاش با جزئیات یادم بمونه امشبو.اینکه تو بغلت خوابم گرفت یکم...
خوش میگذره بهم یه دنیا وقتی پیشمی.
حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30
ارغوان گوش میدم؛
آییی...ارغوان؛ این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می آید
ارغوااان ارغوااان
تو بر افراشته باش؛ تو بخوان نغمه ی ناخوانده ی من...
تو بخوان...
این دفعه هم قدرت مبارزه ندارم.ساکت میشینم گوشه ای تا پرتم کنن بیرون و بدون حرفی اضافه میرم سراغ ادامه ش...که متاسفم برای این مریم!
حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند...ما را در سایت حوالی روزهایم که پی در پی میگذرند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 18:30